صنعت هوشمند

حال و روز این روزها …

وحید تیموری , ماهنامه صنعت هوشمند , انجمن صنفی شرکتهای اتوماسیون صنعتی , اتوماسیون صنعتی

سال 97 از نیمه گذشت؛ اما نه تنها حاکمیت موفق به مهار نابسمانیهای مرتبط با موضوع ارز نشد بلکه همچنان شاهد روند افزایشی قیمت ارز و نوسانات شدید بر روی منحنی قیمت هستیم. شیوه نامه ها، بخش نامه ها، دستورالعمل ها و اظهار نظرهای خلق الساعه و ضد و نقیض یکی پس از دیگری در ارتباط با موضوعات تخصیص ارز و گمرک صادر شدند اما هیچ یک نه تنها گره ای از مشکلات صاحبان کسب و کار نگشود بلکه شرایط را پیچیده تر و فعالان اقتصادی را بلاتکلیف تر از پیش کرد.
ارزی که با دستور اکید و قاطع معاون اول رییس جمهور پس از جلسه ی فوق‌العاده ی ستاد اقتصادی دولت برای مدیریت بازار ارز در شامگاه 20 فروردین ماه، قرار بود به صورت تک نرخی و با قیمت 4200 تومان در اختیار تمامی فعالان اقتصادی قرار گیرد و تأکید شد که مردم هیچ دغدغه‌ای برای تأمین ارزشان با این نرخ نباید داشته باشند؛ نه تنها پس از مدتی توسط خود دولت با دو نرخ دولتی و نیمایی عرضه شد بلکه در بازار غیررسمی!!! به سرعت مرزهای قیمتی 6، 8، 10، 12 و 16 هزار تومان را در نوردید و حتی در مقاطعی از مرز 19 هزار تومان نیز فراتر رفت و تغییرات دقیقه ای آن حتی در طی ساعات شب و نیمه شب، تنش های شدیدی را به فعالان اقتصادی وارد کرد؛ همان هایی که قرار بود ارزشان با قیمت 4200 تومان تأمین شود و هیچ دغدغه ای از بابت تأمین ارز نداشته باشند!
بحث و اظهار نظر در مورد این که چه بخشی از این نابسمانی های اقتصادی ریشه در داخل و چه بخشی از آن ریشه ی خارجی دارد و اینکه اصولاً چرا روابط ما با دنیا به گونه ای است که تحت فشارهای اقتصادی اینچنین مهلک و ویرانگر قرار می گیریم، از حیطه ی مسؤولیت و اختیارات تشکل های صنفی خارج است؛ اما پرداختن به تبعات تنش های اقتصادی و تأثیرات مخرب آن بر فضای کسب و کار با هدف آگاه سازی حاکمیت از تبعات تصمیمات و موضع گیری های ایشان در قبال مسایل داخلی و بین المللی وظیفه ای است بر دوش تمامی تشکل های بخش خصوصی که انجام آن لازم و ضروری است.
تعدیل نیروها و کارکنان شرکت های اتوماسیونی، آن هم نیروهایی که در عین جوانی از تخصص های کمیاب و ارزشمندی برخوردارند کاری است که بسیاری از مدیران این شرکت ها طی ماه های اخیر در عین صعوبت، مجبور به انجام آن شده اند. کدام انسانی است که بتواند در هنگام امضای نامه ی اخراج متخصص جوانی که چندی است به اتکای شغلی که در شرکت داشته، خانواده تشکیل داده و در زندگی شخصی نیز علیرغم داشتن شغل با فشارهای مهلک اقتصادی روبه رو بوده، بغض نکند و اشک از چشمانش سرازیر نشود؟ اشکی برای شرکت، اشکی برای کشور و اشکی برای جوانی که حاضر شده از آنچه طی سال ها در کشور خود اندوخته چشم بپوشد و پس از مهاجرت، زندگی را در هر جای دنیا غیر از زادگاهش از صفر و دوباره شروع کند.
کدام ایرانی وطن دوستی است که از شنیدن خبر تعطیلی یک شرکت با سابقه چندین ساله به دلیل مشکلات شدید اقتصادی که شرایط کشور بر وی تحمیل کرده، قلبش فشرده نشود و اندوه سرتاسر وجودش را فرا نگیرد؟
آیا می شود در قبال از دست دادن کارآفرینانی که هر یک سال ها منشاء ایجاد ثروت برای کشور بوده اند به دلیل مهاجرت ناشی از بی اعتمادی به فضای کسب و کار بی تفاوت بود و خم بر ابرو نیاورد؟
و مهم تر از همه آیا می توان اعتماد از دست رفته ی ملت به ویژه صاحبان کسب و کار را نسبت به دولت و مسؤولان دوباره به ایشان بازگرداند و به این بازی باخت – باخت ملت و حاکمیت در ایران پایان داد؟

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *