کسب و کار, مدیریت

تاریخچه و سوابق تولید تجهیزات اتوماسیون صنعتی در ایران

مهندس کامبیز مرادی , تولید تجهیزات اتوماسیون صنعتی

مروری بر تاریخچه و سوابق تولید تجهیزات اتوماسیون صنعتی در ایران و ذکر نمونه های موفق و ناموفق

ارتقاء سطح کیفی محصولات تولیدی در صنایع مختلف و در کنار آن افزایش کمی تولید، هدف اصلی هر واحد صنعتی می‌باشد. لازمه افزایش کیفیت و کمیت یک محصول، استفاده از ماشین آلات پیشرفته و اتوماتیک است. چنین ماشین آلاتی جهت کارکرد صحیح خود نیاز به یک بخش فرمان خودکار دارند که معمولا از یک سیستم کنترل قابل برنامه ریزی (به عنوان مثال PLC یا مدار منطقی قابل برنامه ریزی) در این بخش استفاده می گردد. از دهه ی ۸۰ میلادی به بعد اکثر تابلو‌های فرمان با سیستم‌های کنترلی قابل برنامه ریزی جدید یعنی PLC جایگزین شدند و در حال حاضر PLC یکی از اجزای اصلی و مهم در پروژه‌های اتوماسیون می‌باشد که توسط کمپانی‌های متعدد و در تنوع زیاد تولید و عرضه می گردد.

در سال‌های اخیر رقابت در زمینه ی صنعت و شرکت‌های تولیدی رو به افزایش بوده و تولید همیشه مد نظر شرکت ها قرار داشته است. پیروزی در چنین رقابتی مستلزم اتوماسیون صنعتی و تولید تجهیزات و کالاهای با کیفیت و قیمت‌های رقابتی است. در سال های اخیر با توجه به مفاهیم انقلاب صتعتی چهارم و مبحث Digitalization اتوماسیون اهمیت بیشتری نیز پیدا کرده است؛ زیرا دو مفهوم Automation و Digitalization با مرزهای مشترک شناخته شده در صنعت در هم آمیخته هستند و توجه بیشتری را در تمامی محدوده های فعالیت صنایع طلب می کنند.

در گذشته ای نه چندان دور در حوزه ی اتوماسیون، شرکت های ایرانی قدم های ارزنده ای برداشتند و محصولاتی را توسعه دادند که در صنایع نیز نصب شد و عملکرد مناسب هم داشت، ولی خیلی عمر نکردند. حتی محصولاتی با تکنولوژی بالا که طی سال های اخیر وارد بازار شده اند توفیقی نداشتند. دلیل اصلی این موضوع مشخصات بازار اتوماسیون صنعتی و کنترل در کشور ما است. این بازار فرهنگ خاصی را در بخش های مختلف دنبال می کند که خیلی پذیرای محصولات ساخت داخل نیست. از دیگر دلایل این امر می توان به عدم فروش کافی محصول که البته به فرهنگ بازار نیز مربوط می شود اشاره کرد.

این یک اصل است که اگر بخواهیم یک محصول موفق داشته باشیم، باید فروش کافی برای آن رقم بخورد. این امر مستلزم عبور محصول از یک مرحله ی تجاری سازی مناسب و همچنین پذیرش محصول توسط بازار هدف است.
برای پذیرفته شدن یک محصول در یک بازار مشخص پارامترهای شناخته شده ای هستند که باید در طرح ریزی تولید و تجاری سازی لحاظ گردند. برخی از این پارامترها از قرار زیر است:
– کیفیت؛
– مستند سازی و ارائه ی مدارک با اشل و استاندارد بین المللی؛
– تناسب محصول با بازار هدف و فرهنگ بازار هدف؛
– ترویج و ارائه Promotion مناسب؛
– جلب اطمینان مشتری از بابت پایداری محصول برای کسب خدمات پس از فروش.

گروه مپنا نیز اقدام به تولید سامانه کنترل و اتوماسیون کرده است. ورود گروه مپنا و به تبع آن شرکت مکو برای خرید محصول یک شرکت داخلی بر اساس این سیاست بود که برای داخلی سازی قرار نیست محصولی از ابتدا طراحی و سپس ساخته شود، بلکه ارزنده ترین کاری که انجام شده بود را انتخاب کرد که با استفاده از پتانسیل های موجود در گروه بتواند توسعه اش بدهد. علیرغم اینکه گزینه های خیلی بهتری از کشورهای اروپایی و آسیایی برای این کار وجود داشت، ولی ما برای اینکه از ظرفیت داخلی استفاده کنیم شرکت فرینه فناور را انتخاب کردیم و محصول این شرکت را خریدیم. الان مرحله ی تجاری سازی این محصول به خوبی طی شده است و نمونه های موفق کاری با تعداد IOهای بالا دارد که حکایت از کارایی عالی این سیستم است و مورد تأیید هم قرار گرفته است. منتها بحث بازار این محصول هنوز مغفول مانده است. یعنی دلیل موفقیت محصول تا اینجا استفاده از آن در پروژه های خود گروه مپنا بوده و هنوز برای آن دری در پروژه های دیگر باز نشده است.

– اهمیت ورود شرکت های ایرانی به حوزه ی تولید و لزوم این امر از دو منظر اقتصادی و امنیتی
ورود شرکت های ایرانی به این حوزه از هر دو منظر اقتصادی و امنیتی توجیه دارد.
به لحاظ اقتصادی کشور ما و برخی صنایع و منابع کلیدی ما درگیر مسأله ی تحریم است و سیستم هایی با این کارایی های اتوماسیون هم غالباً چون کاربری ویژه دارند می توانند جزو آیتم های تحریمی باشند که اتفاقا تحریم هم هستند. لازم به ذکر است که ورود گروه مپنا برای تولید داخل محصولات کنترل و اتوماسیون دقیقاً برای مقابله با این تهدیدات بوده است. از طرف دیگر سیستم های کنترل آنچنان در جامعه صنعتی رسوخ کرده اند که دیگر بدون آنها نمی شود پلنت ها را کنترل کرد. در واقع لازم است که ما خیال صاحبان صنایع مان را از این جهت که شرکت های داخلی می توانند این محصولات و خدمات را ارائه کنند راحت کنیم.

تولید، سطوح مختلفی دارد و لزوماً می تواند صد در صد داخلی نباشد و تکنیک های مختلفی برای آن در نظر گرفت. مثلاً می توان از تکنیک های CKD، SKD، انتقال دانش، مشارکت منافع، تغییر برند و شرکت مشترک نام برد. این بدین معنی است که لزومی ندارد ما از اول چرخ را بسازیم. کما اینکه در سطح بین الملل نیز این موضوع جریان دارد و شرکت های مختلف از محصولات و خدمات یکدیگر با الگوهای مختلف استفاده می کنند.
در حوزه ی امنیتی هم که کشور ایران در واقع بارزترین و برجسته ترین کشور برای طرح موضوع است. چون کشور ما هدف یکی از نخستین ویروس های صنعتی قرار گرفت (اکستاکسنت). هر چند کشورهای دیگر هم تحت تأثیر بودند ولی هدف اصلی ایران بود. به لحاظ امنیتی همین نشان می دهد که صنایع ما تا چه اندازه باید امنیت اتوماسیون صنعتی را مورد توجه قرار دهند.

– بررسی وجود بسترهای لازم جهت ورود به عرصه ی تولید تجهیزات اتوماسیون صنعتی
برای پاسخ دادن به این مسأله می توانیم حداقل سه بستر را مورد نظر نظر قرار دهیم.
بستر اول تکنولوژی است. تجهیزات اتوماسیون چون المان های نیمه هادی دارند و به لحاظ تکنولوژیکی ما در بخش نیمه هادی ها کاملا وابسته هستیم بنابراین کماکان وابستگی بنیادین رفع نخواهد شد. این چیزی نیست که راجع به آن الان بخواهیم فکر کنیم. یعنی یک وابستگی ضمنی همیشگی برای تولید این سیستم ها وجود خواهد داشت. این فقط مختص کشور ما نیست، حتی کشورهای خیلی صنعتی هم بعضاً در این حوزه وارد کننده هستند. تنها فرق آنها با ما این است که آنها تجارت آزاد دارند و ما نداریم.

موضوع دوم بستر طراحی و تولید است که شرایط آن در کشور ما کاملاً مناسب است. یعنی ما مهندسان زبده ای داریم که برای طراحی سیستم های اتوماسیون و کنترل در هر دو حوزه ی نرم افزار و سخت افزار، هم مسلط هستند و هم صاحب فن. یعنی اگر چالش های تکنولوژیک آنها رفع شود و بستر دسترسی تکنولوژیک برای ایشان مهیا باشد می توانند پا به پای کشورهای مطرح صنعتی حرکت کنند. حتی می توان گفت که توانایی تولید محصولات با لبه ی تکنولوژی و عرضه به بازار را هم دارند. تجربیات قبلی هم مؤید همین مسأله هست.

اما از همه مهم تر بستر اقتصادی سیستم های اتوماسیون و کنترل است که تا حد خیلی زیادی به مشتری، فرهنگ، عادات و رفتار او برمی گردد. البته اغلب و متأسفانه مشتریان این سیستم ها با استفاده از محصولات داخلی و تولیدات داخلی مخالفت می کنند. هرچند این رویکرد هم ریشه در تجربیات بعضاً ناموفق دارد که باعث می شود ذهن آنها برای استفاده نکردن از این سیستم ها متمرکز شود. اما همان تصمیم گیری ها هم اشتباه بوده، یعنی محصولات نامناسبی را برای کاربردهای خاص استفاده کردند که جواب خوب هم نگرفتند. بنابراین نمی شود گفت که تولید کننده مقصر بوده یا کارفرما. اما تجربه، تجربیات خوبی هم نبوده است. بعلاوه چون از آنها حمایت نشده و پشتیبانی فنی اقتصادی هم نداشتند، محصولاتشان از بازار محو شده است. اگر محصول پشتیبانی شود، توسعه هم پیدا می کند. تکرار خرید یک محصول باعث می شود شرکت ها بتوانند برای تولید محصولات بهتر برنامه ریزی کنند. از این رو می توان گفت این بخش مغفول مانده و مشخصاً هر دو طرف مقصر هستند و جای ریشه یابی دارد.

در کشور ایران غالب مصرف کننده ها نهادهای حاکمیتی هستند و یا حداقل تأییدکنندگانی که می گویند این سیستم می تواند استفاده بشود یا نشود، دولتی هستند. اما به طور واقعی می شود گفت فقط شرکت ملی پتروشیمی در حوزه ی اتوماسیون از محصولات ساخت داخل خیلی حمایت کرده است. اگر بخواهیم نام ببریم آقای مهندس شعری مقدم خیلی حمایت کردند. در واقع سیستم اتوماسیون صنعتی و کنترل فرآیند مپنا یعنی محصولی که الان شرکت مکو دارد، با حمایت ایشان شکل گرفته است.

اشکال در نحوه ی اجرای کار توسط مشتریان است. به این معنی که در حال حاضر پشتیبانی در دو بعد سازماندهی و ارزیابی کار می کند، اما بعد سوم که دستور است کار نمی کند و یا حداقل کارکرد مقطعی دارد. به جاست تا نهادهای اجرایی و نهادهای متولی استفاده از این سیستم ها با نگاهی کلان برنامه ریزی دقیق به معنی واقعی کنند، یعنی یک ساز و کاری بچینند که بستر استفاده از این سیستم ها آماده بشود، آن وقت قطعاً می تواند مؤثر باشد.

سازمان پدافند غیرعامل هم می تواند نقش پر رنگی داشته باشد. اما به نظر می رسد در حال حاضر نقش آن دستوری است. همین دستوری بودنش فراز و نشیب دارد و باعث می شود اتفاق خوبی به آن معنی که شرکت های فعال در این حوزه دنبالش هستند نیفتد. ما دنبال یک ساز و کار پایدار و طولانی مدت هستیم که شرکت ها بتوانند روی آن حساب کنند. علیرغم نامه ای که سازمان پدافند غیرعامل به تمام صنایع کشور زده است، ولی آنها کماکان کار خودشان را می کنند. چون ضمانت اجرایی ندارد. تا روزی که دچار مشکل بشوند. با عوض شدن مدیران شرکت ها نیز کسی نیست که پاسخگوی تصمیمات قبلی باشد. بعلاوه اینکه حتماً باید رقابت وجود داشته باشد و اگر رقابت نباشد کیفیت محکوم به مرگ است. در واقع بازار انحصاری حکم اعدام یک محصول را در بازه های زمانی مختلف دارد. البته در مجموعه ی شرکت مکو ما به مشارکت اعتقاد داریم و آن را ایجاد هم کرده ایم. ارائه ی سیستم به یکپارچه سازها و تشویق آنها به این که از این محصول استفاده کنند و در منافع آن شریک بشوند در حد شعار نبوده و به آن عمل هم کرده ایم. مبداء ما هم انجمن اتوماسیون صنعتی بوده است. اما معتقدیم که انجمن اتوماسیون صنعتی نهادی است که باید این ساز و کار پایداری را که از آن صحبت می کنیم برایش نقشه راه داشته باشد و با طرح و برنامه به سمت آن حرکت کند. چون فقط ما که صاحب یک محصول هستیم تولید کننده حساب نمی شویم. بلکه کسانی هم که این محصول را استفاده می کنند بخشی از این موضوع هستند. یکپارچه سازها هم بخش خیلی مؤثری از این موضوع هستند.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *