صنعت هوشمند

اترنت صنعتی اصطلاحات مهم با توضیحات ساده و مختصر

اترنت صنعتی , اتوماسیون صنعتی , شبکه‌های صنعتی , اترنت صنعتی اصطلاحات مهم با توضیحات ساده و مختصر

اترنت صنعتی اصطلاحات مهم با توضیحات ساده و مختصر

بخش اول

استفاده از اترنت صنعتی جهت تبادل اطلاعات در اتوماسیون صنعتی افزایش چشمگیری داشته است و استفاده از آن مزایای فراوانی را در بر دارد. استفاده از اترنت صنعتی دنیای IT را به اتوماسیون صنعتی پیوند داده است و به همین جهت بسیاری از واژگان فنی كه شاید تاكنون فقط در IT مورد استفاده قرار می گرفت، در بخش اتوماسیون صنعتی نیز رایج شده‌اند. در این واژه نامه سعی شده است كه اصطلاحات رایج در بخش شبکه‌های صنعتی به ویژه اترنت به‌صورت ساده و مختصر توضیح داده شوند. این اختصارات و واژه نامه از انتشارات شركت فونیكس كنتاكت آلمان است. همچنین این واژه نامه شامل فهرست استانداردهای مهم IEEE 802 است كه به‌ صورت جداگانه و در انتهای واژه نامه درج ‌شده‌اند.

اترنت صنعتی

10Base-T: استاندارد جهت انتقال اطلاعات با سرعت 10Mbit/s در بستر اترنت و با استفاده از كابل بدون شیلد به هم تابیده (نوع كابل اترنت از رده 3، 4 یا 5)

100Base-FX: استاندارد جهت انتقال اطلاعات با سرعت 100Mbit/s در بستر اترنت با استفاده از فیبر نوری

100Base-TX: استاندارد جهت انتقال با سرعت 100Mbit/s در بستر اترنت با استفاده از كابل به هم تابیده (كابل از نوع رده 5)، هر ارتباطی با استفاده از دو جفت كابل، یك جفت برای ارسال و یك جفت برای دریافت اطلاعات، انجام می‌پذیرد.

100Base-T: اترنت سریع؛100Base-T به‌عنوان استاندارد تعریف‌شده درITU 802.3u در سازمان IEEE پذیرفته شد. این استاندارد بسیار شبیه استاندارد 10Base-T است.

استاندارد 100Base-T دارای انواع گوناگونی است كه در نوع كابل (مسی یا نوری) مورداستفاده جهت انتقال داده ها با همدیگر متفاوت هستند. از انواع این استاندارد می توان به 100Base-TX، 100Base-T2، 100Base-T4 و 100Base-FX اشاره نمود. در انتقال اطلاعات با سرعت 100Mit/s سطح MAC و همچنین روش دستیابی به اطلاعات یعنی CSMA/CD بدون تغییر مورداستفاده قرار می گیرند. به همین جهت طول كابل مسی جهت انتقال اطلاعات محدودشده است. در هنگام استفاده از كابل مسی به هم تابیده شیلدار یا بدون شیلد (UTP,STP) از نوع رده 5 حداكثر طول كابل هر بخش (درگاه به درگاه) 100m است.

1000Base-LX: استاندارد جهت انتقال اطلاعات با سرعت 1000Mbit/s در بستر اترنت توسط كابل فیبر نوری با طول‌موج 1300 نانومتر؛

1000Base-SX: استاندارد جهت انتقال اطلاعات با سرعت 1000Mbit/s در بستر اترنت توسط كابل فیبر نوری با طول‌موج 850 نانومتر؛

1000Base-T: استاندارد جهت انتقال اطلاعات با سرعت 1000Mbit/s در بستر اترنت بر اساس كابل به هم تابیده (كابل از رده 5e یا 6) ارسال و دریافت اطلاعات بر روی چهار جفت كابل به‌صورت هم‌زمان؛

A

Access point : دستگاهی است كه شبكه‌ی با‌سیم را به شبكه‌ی بی‌سیم مرتبط می كند. توسط Access point می توان از طریق بی سیم به‌ تمامی تجهیزات متصل به آن توسط سیم، ارتباط برقرار كرد. از سایر وظایف آن می‌توان به Roaming یا امنیت شبكه اشاره کرد.

ACD : این حروف مخفف Address Conflict Detection است كه معنای آن شناسایی تداخل آدرس‌های IP در داخل یك شبكه است كه با استفاده از این قابلیت می‌توان از ازكارافتادن شبكه به علت خطای آدرس جلوگیری نمود.

Ad hoc network Ad hoc : یك شبكه بی سیم است كه اعضای این شبكه بدون نیاز به Access point، به‌صورت سریع می‌توانند ارتباط نقطه‌به‌نقطه برقرار نمایند.

ADSL : مخفف كلمات Asymmetric Digital Subscriber Line است و در حقیقت فناوری پیشرفته تر از DSL است كه جهت رفع نیاز مشتریان خانگی برای سرعت‌های بالای تبادل اطلاعات بر اساس خطوط تلفن موجود، بدون ایجاد هرگونه كاستی بر روی این خطوط ازنظر صدای گفتگوی تلفنی به وجود آمده است.

AES : مخفف Advanced Encryption Standard است و روشی برای رمزگذاری در شبكه های WLAN هست. این نوع رمزگذاری به‌عنوان روش امن پذیرفته‌ شده است.

AFH : مخفف Adaptive Frequency Hopping است. AFH تنظیم و انتخاب اتوماتیك کانال‌های ارسال و دریافت داده ها در لیست کانال‌ های برقراری ارتباط بدون سیم در هنگام اشغال بودن آن‌ها است، به‌ طوری‌ که كمترین تداخل را ایجاد نماید.

Aging : روشی برای بروز رسانی اطلاعات به‌خصوص جدول آدرس‌ها است (لطفاً بخش Aging Time ملاحظه شود).

Aging Time : آدرس MAC ثبت‌ شده یك عضو شبكه در جدول آدرس‌ های یك سوئیچ اترنت پس از گذشت زمانی مشخص، در صورت دریافت نكردن اطلاعات از این عضو، پاك می شود. به این زمان Aging Time گفته می‌شود. سوئیچ در حقیقت پس از گذشته این زمان در‌می‌یابد كه این عضو دیگر در شبكه وجود ندارد.

Alarm/signal Control : در صورت بروز خطا در سوئیچ یا هر عضو شبكه كه دارای Alarm/signal Control هست، یك تیغه رله تحریك می شود كه می توان از آن برای ارسال یک سیگنال استفاده نمود.

Antivirus Scan Connector : برای انجام عملیات اسكن Antivirus برای سخت افزارهای یك شبكه كه معمولاً Firewall باعث جلوگیری از دسترسی به آن‌ها از خارج شبكه می گردد، این نرم افزار نصب می گردد. نرم‌افزار Antivirus Scan Connector كلیه سخت‌افزار مورد اسكن را به‌صورت یك سخت افزار واحد برای اسكن Antivirus از خارج شبكه مجتمع می نماید.

Application Layer : سطح هفتم مدل ISO/OSI است و در این طبقه سرویس های موردنیاز یك كاربر جهت برقراری ارتباط مانند ارسال اطلاعات تعریف می‌شوند.
ARP : مخفف Address Resolution Protocol است. توسط ARP می توان آدرس MAC مربوط به یك آدرس IP را پیدا نمود. آدرس MAC و IP در جدولی بنام جدول ARP مدیریت می شوند.

Auto MDI (X) MDI : مخفف Medium Dependent Interface است و دستگاه‌هایی که دارای ویژگی Auto MDI/MDIX هستند پورت به‌ صورت خودکار نوع اتصال ورودی را تشخیص می‌دهد و جابجایی‌های لازم در پین‌های فرستنده و گیرنده را به‌صورت داخلی ایجاد می‌کند. درنتیجه می‌توان با هر نوع کابل اترنتی هر دستگاهی به پورت اترنت دیگر متصل کرد. هر تجهیزی كه دارای درگاه Gigabit است باید این توانایی را داشته باشد.

Auto Crossing : با استفاده از این قابلیت سخت افزاری یك عضو شبكه می تواند به‌طور اتوماتیك متوجه شود كه با چه نوع دستگاهی (DCE یا DTE) باید ارتباط برقرار نماید. با این توانایی استفاده از انواع كابل اترنت (Straight یا Crossover) دیگر فرقی ندارد.

Auto Negotiation : در این حالت دو دستگاهی كه با همدیگر ارتباط برقرار می كنند، می توانند سرعت انتقال داده ها و همچنین روش انتقال اطلاعات (half or full duplex) را تشخیص دهند و ارتباط را با بالاترین سرعت امکان‌پذیر سازند.

Auto Polarity : در درگاه‌های 10Base-T و 100Base-TX برای تصحیح اتوماتیك اشتباه در اتصال سیم‌های مثبت و منفی ارسال اطلاعات از این قابلیت سخت‌افزاری استفاده می شود.

Auto Sensing : با این قابلیت یك عضو شبكه فقط سرعت انتقال داده های خود را (10Mbit/s یا 100Mbit/s) به‌صورت اتوماتیك با تجهیز دیگر شبكه كه با آن در ارتباط است، به‌صورت اتوماتیك تطبیق می دهد.

B

BFOC : مخفف Bayonet Fiber Optic Connector است. یك نوع كانكتور سرفیبرنوری برای نوع Mono یا Multi است كه به كانكتور نوع ST نیز معروف است. نحوه درگیر و سفت شدن كانكتور توسط قفل Bayonet است و معمولاً برای سرعت‌های 10Mbit/s از این نوع كانكتور استفاده می‌شود.

Bluetooth : استانداردی از دهه 90 میلادی برای برقراری ارتباط بدون سیم برای فواصل نزدیك است و جهت جایگزین ارتباط كابلی در آن سال‌ها طراحی‌شده بود.
Bluetooth 1.2 : سرعت انتقال اطلاعات تا 1Mbps بوده و از AFH پشتیبانی می كند.

Bluetooth 2.1 + EDR : سرعت تا 1.2Mbps افزایش‌یافته است. هنگام استفاده از قابلیت EDR (Enhanced Data Rate)، توانایی FEC (Forward Error Correction) وجود ندارد. Bluetooth 2.1 با ویرایش‌های قدیمی خود سازگار است.

Boot P Bootstrap Protocol : به‌ صورت مستقیم و با پروتكل UDP كار می كند. ارتباط بر اساس یك بسته اطلاعاتی بر طبق مدل Client/Server انجام می پذیرد. علاوه بر آدرس IP مربوط به Server، Client می-تواند آدرس IP نزدیک‌ترین Router، آدرس یك سرور خاصی یا نام پَروَنجا Boot یك سرور را درخواست نماید. همچنین در صورت تعریف شدن برخی از مشخصات دستگاه توسط سازنده می توان این اطلاعات را هم ارسال نمود.

BPDU : مخفف Bridge Protocol Data Unit است و شامل یك پیغام ارسال‌شده در شبكه جهت تنظیم و عیب‌یابی سوئیچ هایی است كه از توپولوژی Spanning-Tree استفاده می كنند.

Bridge : این سخت‌افزار جهت اتصال دو شبكه مجزا به همدیگر استفاده می شود. بسته های اطلاعاتی ورودی به Bridge بر اساس آدرس مقصد آن‌ها پالایه شده و به شبكه دیگر منتقل و یا حذف می شوند. در لایه دوم مدل ISO/OSI پروتکل مربوطه تعریف‌ شده است.

Broadcast :این مکانیسم صدا كردن تمامی تجهیزات متصل به یك شبكه بدون امكان عبور از Router یا Bridge است.

Broadcast domain: منطقه ای در یك شبكه است كه پیغام Broadcast در آن پخش می شود. مناطق مختلف توسط Router از هم جدا می شوند.

Browser : یک نرم‌افزار مرورگر در رایانه است که با آن صفحات اینترنت (عکس و متن) در صفحه نمایشگر قابل‌رؤیت هستند.

BUS : یك Bus یا Fieldbus، شبکه‌ای صنعتی برای تبادل اطلاعات است كه تجهیزات مختلف مانند حس‌گرها، عملگرها و سامانه های كنترل را به همدیگر مرتبط می سازد. Fieldbus در دهه هشتاد میلادی جهت جایگزینی ارسال سیگنال‌های آنالوگ و باینری توسط کابل به‌صورت منفرد با ارسال آن‌ها به‌صورت دیجیتال و فقط در چند رشته کابل شبکه ایجاد و توسعه داده شد.

C

CAN : مخفف Controller Area Network است كه در سال 1983 جهت كم نمودن حجم كابل های مورداستفاده در خودروهای مدرن و ارتباط تجهیزات مختلف یك خودرو با همدیگر ایجاد گردید و یك شبکه آسنكرون با ارسال داده ها به‌صورت سریال است.

CANopen® : شبكه ای جدید بر اساس CAN است كه برای استفاده در صنعت اتوماسیون صنعتی به وجود آمده است و استفاده از آن در قاره اروپا و به‌خصوص در درایوهای موتورهای الکتریکی بسیار رایج است.

CAT5 : توسط انجمن EIA/TIA مشخصات تعریف‌شده برای كابل شبكه اترنت و تجهیزات وابسته مانند کانکتور، پریز شبکه است كه برای سرعت‌های 10 یا 100Mbit/s مناسب بوده و توسط دو جفت كابل انتقال داده ها انجام می پذیرد.

CAT5e : توسعه‌یافته استاندارد CAT5 است كه مشخصات بالاتری نسبت به آن دارد و از چهار جفت كابل برای انتقال اطلاعات به‌صورت Full duplex استفاده می كند و تا سرعت 1000Mbit/s را نیز پشتیبانی می كند.

CAT6 : مشخصات تعریف‌شده توسط EIA/TIA برای كابل اترنت، كانكتورهای مورداستفاده پریزهای قابل اتصال است و تا سرعت 10Gbit/S را پشتیبانی می كند.

CAT7 : مشخصات تعریف‌شده توسط EIA/TIA برای كابل اترنت، كانكتورهای مورداستفاده و پریزهای قابل اتصال است و تا سرعت 10Gbit/S را پشتیبانی می كند.

ابل CAT 7 دارای چهار جفت كابل به هم تابیده مجزا هست كه هر جفت کابل، شیلد مجزا دارد و یك شیلد كلی برای همه‌ی چهار جفت كابل وجود دارد. با توجه به اینكه سوكت RJ-45 استاندارد IEEE 802.3an را پشتیبانی نمی كند، یك سوكت جدید برای این کابل ساخته شد.

CIM : مخفف CIFS Integrity Monitoring است. CIM یك حس گر آنتی ویروس است كه توسط شركت فونیكس كنتاكت تولیدشده است و برای كاربردهای صنعتی مناسب هست و می تواند بدون اینكه انواع ویروس‌ها برای آن تعریف شوند، آلوده شدن سامانه های نرم افزاری بر اساس ویندوز را شناسایی نماید و به‌صورت دینامیكی بر سامانه های نرم افزاری تحت ویندوز نظارت می كند.

CIFS-Integrity :

Checking تمامی حافظه های تجهیزات تحت شبكه ویندوز پَروَنجاهای موردنظر مانند *.exe یا *.dll با یک حالت اولیه (مرجع) آن‌ها برای آشکارسازی تغییرات احتمالی مقایسه می شوند.

CIP : مخفف Common Industrial Protocol است. CIP در حقیقت لایه كاربری شبكه EtherNet/IPTM است كه بر اساس TCP و UDP كار می‌کند.

CIP Motion : توسعه‌یافته CIP است كه برای سنكرون کردن تجهیزات حرکتی در ماشین آلات مورداستفاده قرار می گیرد.

CIP Safety : توسعه‌یافته CIP است كه برای ایجاد ارتباط یکدست بین تجهیزات معمولی و تجهیزات با سطح ایمنی (Safety) در یك شبكه واحد مورداستفاده قرار می گیرد.

CIP Sync : توسعه‌یافته CIP است كه جهت سنكرون زمانی بر اساس PTP 1588 به وجود آمده است. PTP مخفف Precision Time Protocol است. سنكرون كردن محورهای حركتی و سروو از كاربردهای آن است.

CLI :مخفف Command Line Interface است و زبان خاص برنامه نویسی در دنیای IT برای تنظیم و دادن متغیرهای تجهیزات متصل به یك شبكه است.

Client : یك تجهیز سخت افزاری و یا نرم افزاری است كه وظیفه دریافت سرویس از یك سرور را دارد. Client همواره درخواست‌کننده یك سرویس است.

Collision : Collision یا برخورد هنگامی رخ می دهد كه دو عضو یك شبكه هم‌زمان در یك بستر فیزیكی اطلاعات ارسال نمایند. جهت جلوگیری از برخورد اطلاعات روش‌های خاصی مانند روش CSMA/CD وجود دارد.

Collision domain : در حقیقت همان تعریف Collision است فقط در یک محدوده‌ی تعریف‌شده در داخل شبکه.

Com Server : یك تجهیز در شبكه TCP/IP است كه ارتباط درگاه سریال را با شبكه اترنت امکان‌پذیر می‌سازد.

Crossover Cable : نوعی آرایش كابل اترنت است که دو تجهیز یكسان یعنی DTE به DTE یا DCE به DCE را به همدیگر مرتبط می سازد. در این روش در حقیقت اتصال سیم‌های كابل اترنت در سوكت ها به نحوی است كه كابل‌های ارسال در یک‌طرف به بخش گیرنده در طرف دیگر متصل است و برعكس.

CSMA/CA : مخفف كلمات Carrier Sense Multiple Access/Collision Avoidance است. در این روش می‌توان برعکس روش CSMA/CD قبل از امکان برخورد سیگنال‌ها از این امر جلوگیری کرد. با این روش بر طبق استاندارد IEEE 802.11 می توان به کانال‌های ارتباطی بی‌سیم دسترسی یافت.

CSMA/CD : مخفف كلمات Carrier Sense Multiple Access/Collision Detection است. این مکانیسم روشی جهت جلوگیری از تصادم و تداخل سیگنال های ارسالی در یك كابل اترنت است. هنگامی‌که یك عضو شبكه آماده برای ارسال اطلاعات است، به كابل ارتباطی گوش می دهد كه آیا آزاد است یا خیر (Carrier Sense). در صورت آزاد بودن، اطلاعات خود را ارسال می كند و دوباره بررسی می كند كه آیا عضو دیگری هم‌زمان با آن در شبكه اطلاعاتی را فرستاده است یا خیر (Multiple Access). در صورت به وجود آمدن تداخل، تجهیزاتی كه اطلاعات را ارسال می‌دارند ارتباط خود را قطع می كنند و سعی خواهند كرد در یک‌زمان دلخواه (بختانه) دیگر داده ها را دوباره ارسال نمایند.

cUL 1604 : استاندارد ایمنی آمریكا جهت تجهیزات الكتریكی كه در محیط های انفجاری مورداستفاده قرار می گیرند.

cUL 508 : استاندارد ایمنی برای تجهیزات كنترل صنعتی مورداستفاده در كشور آمریكا.

Cut-through switching : یعنی ارسال و رد کردن اطلاعات ورودی به یك سوئیچ اترنت به‌مجرداینکه آدرس گیرنده شناسایی شود. مزیت این قابلیت، زمان كم معطلی در داخل سوئیچ است و عیب آن این است كه اطلاعات ناقص و غلط هم عبور داده می شوند.

D

DALI : مخفف Digital Addressable Lighting Interface است و یك پروتكل كنترلی برای كنترل روشنایی در اتوماسیون ساختمان‌ها است. DALI یك شبكه سریال، آسنكرون با سرعت 1200 Bit/s است. كابل كنترل مورد استفاده ازنظر الكتریكی ایزوله بوده و مثبت/ منفی كابل نیز در اتصال قابل جابجا هستند.

Data Link Layer : لایه دوم ساختار هفتگانه ISO/OSI است و در این بخش نحوه ارسال بسته اطلاعاتی در شبكه مشخص می شود. ارتباط بین سوئیچ ها با پروتكل اترنت در این بخش قرار می گیرد.

dB :/dBi/dBm/dB  مخفف decibel است كه یك واحد لگاریتمی بوده و برای سنجش و بیان مقادیر بزرگ (طیف وسیع) مناسب است.
dB : مقایسه دو مقدار

dBi : قدرت دریافت یك آنتن بی سیم در مقایسه با یك آنتن بدون جهت (omnidirectional) كه اصطلاحاً isotropic radiator هم گفته می شود.

dBm : مقدار توان بر اساس مقایسه با 1mW

DCE : مخفف Data Communication Equipment است و به تجهیزاتی مانند سوئیچ یا مودم كه در یك شبكه ساختار آن را تشكیل می دهند، اطلاق می گیرد. این تجهیزات می توانند به‌صورت مستقیم با كابل اترنت 1:1 (Straight) به تجهیزات DTE متصل شوند. ارتباط دو تجهیز DTE با كابل ضربدری (Crossover) امكان پذیر است.

DCP : مخفف Device Control Protocol است و پروتكلی در شبكه PROFINET است كه برای خواندن نام تجهیزات، دادن نام و همچنین آدرس IP در این شبكه مورداستفاده قرار می گیرد.

DeviceNetTM : یك شبكه با هزینه پایین بر اساس پروتكل CAN است كه در قاره آمریكا بیشترین گسترش را دارد و با استفاده از آن کارت‌های ورودی و خروجی یا تجهیزات ساده به واپایشگر یا یك رایانه متصل می‌شوند.

DHCP : مخفف Dynamic Host Configuration Protocol است. این پروتكل به‌صورت دینامیكی و اتوماتیك و معمولاً به‌صورت موقت آدرس IP به تجهیزات در یك بازه مشخص آدرس اختصاص می دهد.

Directional Characteristics : وابستگی یك آنتن به زاویه تنظیم آن است. باید تفاوتی بین آنتن های مسطح پانلی و آنتن های بدون جهت (Omnidirectional) قائل شد.

DLR : مخفف Device Level Ring است و یك مکانیسم افزونگی (Redundancy) در شبكه است كه زمان سوئیچ كردن در هنگام به وجود آمدن خطا كمتر از 3 میلی ثانیه است.

DNS : مخفف Domain Name System است و یك سرویس بسیار مهم در سامانه های دارای آدرس IP است. وظیفه اصلی DNS ترجمه و درک نام یك Host مانند (paykarbonyan.com) و تبدیل آن به آدرس IP مربوطه است.

DNV : مخفف Det Norske Verites است و انجمن نروژی درزمینه‌ی رده‌بندی محصولات در صنعت کشتی‌سازی است.

DSL : مخفف Digital Subscriber Line است و استانداردی برای ارسال اطلاعات به‌صورت Bit تا سرعت 500Mbit/S در سیم مسی مانند اینترنت بر روی خطوط تلفن است.

DTE : مخفف Data Terminal Equipment است و به تجهیزات موجود در یك شبكه مانند PLC یا یك رایانه اطلاق می گردد كه همیشه در اول یا آخر یك مسیر شبكه نصب می شوند. ارتباط مستقیم بین دو دستگاه DTE با كابل ضربدری (Crossover) امكان پذیر است.

Dynamic DNS : وظیفه این سرویس تخصیص دادن یك نام ثابت به آدرس‌های IP متغیر یك تجهیز است.

Dynamic Routing : پروتكلی است كه وظیفه پیدا کردن مسیر بین شبكه ها را دارد. برای مثال می توان از پروتكل های OSPF و یا RIP نام برد كه در اینترنت كاربرد پیدا می كنند.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *